پروژهای که هرگونه تعلل در اجرای آن میتواند پیامدهایی فراتر از صنعت نفت و گاز داشته باشد و بر اقتصاد، صنایع، نیروگاهها و امنیت انرژی اثر بگذارد. به گفته کارشناسان؛ پارس جنوبی سالهاست بخش عمده گاز مورد نیاز کشور را تأمین میکند و وابستگی گسترده اقتصاد ایران به تولید این میدان، اهمیت حفظ توان برداشت از آن را دوچندان کرده است. به باور این افراد؛ در چنین شرایطی، ادامه تولید با ظرفیتهای گذشته دیگر صرفاً به استمرار برداشت وابسته نیست، بلکه به مداخلات فنی، سرمایهگذاری سنگین و اجرای بهموقع طرحهای فشارافزایی نیاز دارد.
ضرروت فشارافزایی
به گزارش «آرمان ملی»، آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، در این باره گفت: مسأله اصلی در این مقطع، فاصله میان ضرورت فنی اجرای طرح و سرعت واقعی پیشبرد آن است. فشار مخزن تابع تصمیمات اداری و اقتصادی نیست و نمیتوان روند طبیعی افت فشار را با انتظار برای تکمیل مذاکرات، تأمین منابع مالی یا نهاییشدن فرآیندهای قراردادی متوقف کرد. میدان در حال افت فشار است و این روند، مستقل از آنکه پروژه در چه مرحلهای قرار دارد، ادامه پیدا میکند. او افزود: در واقع، برخلاف بسیاری از طرحهای توسعهای که تأخیر در اجرای آنها لزوماً به معنای از دست رفتن فوری ظرفیت تولید نیست، فشارافزایی پارس جنوبی با یک محدودیت زمانی جدی مواجه است. هر سالی که اجرای پروژه به تعویق میافتد، بخشی از توان تولید میدان در معرض کاهش قرار میگیرد؛ ظرفیتی که بازگرداندن آن در آینده، بهمراتب دشوارتر و پرهزینهتر از حفظ آن در زمان مناسب خواهد بود. نجفی یادآور شد: این مسأله در شرایط کنونی ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند. کشور در سالهای اخیر با ناترازی فزاینده گاز مواجه بوده و فاصله میان تولید و مصرف، به یکی از چالشهای مستمر اقتصاد تبدیل شده است. محدودیت عرضه گاز در فصل سرد، فشار بر صنایع، کاهش سهم گاز در سبد سوخت نیروگاهها و افزایش استفاده از سوختهای مایع، تنها بخشی از پیامدهای این ناترازی است. در چنین شرایطی، کاهش احتمالی تولید از بزرگترین میدان گازی کشور میتواند معادلات تأمین انرژی را پیچیدهتر کند.
اولویتها در پارسجنوبی
رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی اضافه کرد: البته فشارافزایی پارس جنوبی فقط به معنای افزایش تولید نیست، بلکه در وهله نخست اقدامی برای جلوگیری از افت بیشتر ظرفیت برداشت و حفظ جریان گاز در سطح مورد نیاز محسوب میشود. به همین دلیل، اهمیت این پروژه را باید در ارتباط مستقیم با آینده تولید گاز کشور ارزیابی کرد؛ موضوعی که در صورت بیتوجهی، میتواند آثار آن بهتدریج در بخشهای مختلف اقتصاد نمایان شود. او یادآور شد: پروژه فشارافزایی پارس جنوبی از جمله طرحهایی است که اجرای آن به سرمایهگذاری گسترده، فناوری پیچیده و تجهیزات تخصصی نیاز دارد. به گفته او، نصب کمپرسورهای عظیم، ایجاد سازههای دریایی، احداث سکوهای فشارافزایی و توسعه زیرساختهای مرتبط، از جمله بخشهای اصلی این برنامه به شمار میروند. قطعاً اجرای چنین پروژهای در محیط دریایی، با محدودیتهای فنی و عملیاتی خاص خود همراه است و به همین دلیل، زمانبندی و تأمین تجهیزات در آن نقش تعیینکنندهای دارد.
رقابت نابرابر در پارسجنوبی
با وجود این پیچیدگیها، پیشرفت پروژه در سالهای اخیر با موانع متعددی مواجه بوده است. محدودیت منابع مالی، دشواری دسترسی به تجهیزات مورد نیاز، شرایط تحریمی، فرآیندهای طولانی مناقصه و مشکلات اجرایی، از جمله عواملی هستند که میتوانند سرعت اجرای طرح را کاهش دهند. این موانع در کنار یکدیگر، خطر عقبماندن پروژه از زمانبندی مورد انتظار را افزایش میدهند؛ در حالی که افت فشار میدان، منتظر برطرفشدن این مشکلات نمیماند. نجفی با اشاره به اهمیت زمان در اجرای طرح فشارافزایی، بر این نکته تأکید دارد که خطر اصلی، الزاماً متوقفشدن کامل پروژه نیست، بلکه امکان دارد اجرای آن به اندازهای طولانی شود که بخش مهمی از ظرفیت تولید پیش از بهرهبرداری از تجهیزات جدید، از دست رفته باشد. در چنین وضعیتی، حتی تکمیل پروژه نیز ممکن است نتواند تمام آثار ناشی از تأخیر را جبران کند. نجفی توضیح داد: به بیان دیگر، اگر کمپرسورها و سکوهای فشارافزایی زمانی وارد مدار شوند که افت فشار مخزن بخش قابل توجهی از توان برداشت را کاهش داده باشد، کشور ناگزیر خواهد بود برای جبران این کاهش، هزینههای بیشتری متحمل شود. این موضوع میتواند ضرورت سرمایهگذاریهای تکمیلی، افزایش هزینه تولید و پیچیدهترشدن مدیریت عرضه گاز را به دنبال داشته باشد.
روزن امید
این تحلیلگر بازار انرژی ادامه داد: امضای قرارداد حدود ۱۷ میلیارد دلاری فشارافزایی و صدور مجوز شورای اقتصاد برای اجرای آن، از جمله اقدامات مهمی است که میتواند مسیر اجرایی پروژه را هموارتر کند. ورود نخستین هاب فشارافزایی به مراحل اولیه اجرایی نیز نشانهای از حرکت طرح از مرحله تصمیمگیری به سمت عملیات محسوب میشود. این تحولات در مقایسه با سالهای گذشته، پیشرفت قابل توجهی به شمار میروند و نشان میدهند که ضرورت اجرای پروژه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. او خاطرنشان کرد:، اما با این حال، میان تصویب یک طرح، انعقاد قرارداد و تحقق ظرفیت عملیاتی آن در میدان، فاصلهای وجود دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. پروژه فشارافزایی زمانی میتواند اثر واقعی خود را بر تولید گاز نشان دهد که تجهیزات نصب شده، زیرساختها تکمیل و عملیات فنی در میدان به نتیجه رسیده باشد. بنابراین، ارزیابی میزان پیشرفت پروژه صرفاً بر اساس قراردادهای امضاشده یا مجوزهای صادرشده، تصویر کاملی از وضعیت آن ارائه نمیدهد.
اصلاح ساختار مصرف
او افزود: البته فشارافزایی پارس جنوبی باید در کنار اصلاح ساختار مصرف، توسعه زیرساختهای انتقال، بهبود بهرهوری صنایع و تقویت سرمایهگذاری در بخش گاز مورد توجه قرار گیرد، چراکه هرگونه غفلت از این مجموعه اقدامات، میتواند ناترازی موجود را به مسألهای ساختاریتر تبدیل کند و هزینههای اقتصادی آن را در سالهای آینده افزایش دهد. رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران افزود: در شرایطی که ایران با محدودیتهای سرمایهگذاری و دشواریهای تأمین تجهیزات مواجه است، تعیین اولویتهای اجرایی و جلوگیری از پراکندگی منابع اهمیت ویژهای دارد. فشارافزایی پارس جنوبی از جمله پروژههایی است که تأخیر در آن میتواند آثار مستقیم و بلندمدت بر ظرفیت تولید کشور برجای بگذارد. به همین دلیل، تسریع در تأمین مالی، کوتاهکردن فرآیندهای اجرایی و فراهمکردن امکان دسترسی به تجهیزات مورد نیاز، بیش از آنکه یک انتخاب توسعهای باشد، ضرورتی برای حفظ توان تولید محسوب میشود.